خاک های نرم ...

 

کتاب جالبی بود؛ خیلی برام جذاب بود و سعی می­کردم همه­ش رو فوری بخونم؛ خاک­های نرم کوشک ... خاطراتی از شهید برونسی واقعا شخصیت جالبی داشته و یقینا خودش رو به اهل­بیت علیهم­السلام وصل کرده بود.

به نظرم

اونایی که خوشی زده زیر دلشون ...

اونایی که فشار زندگی کلافشون کرده ...

اونایی که از همه چیز حتی از خدا بریدن ...

اونایی که دل و پاشون تو دنیا گیره ...

اونایی که خیلی زود گذشته یادشون میره

و ...

این کتاب رو بخونن ؛ منم تازه تمومش کردم ؛

ای کاش یه شب شهید برونسی رو تو خواب ببینم ... ای کاش ...

طوفان دیگری در راه است

 

کتابی از سید مهدی شجاعی به نام (طوفان دیگری در راه است) به دستم رسید رمان جالبی بود؛
پیام­های خوبی داشت؛ اما به نظرم اوج و فرود داستان زیاد بود و اونطور که شروع رمان جذاب بود در اواسط کمتر می­تونست خواننده رو با خودش همراه کنه و در پایان هم نتونسته جذابیت شروع رمان رو احیا کنه اما در هر صورت خوندش خالی از فایده نیست خصوصا که بوی واقعیت میده و درس­آموزه

به بهانه زمانه

 

چه قدر حساب شده فرهنگ غربی رو به خورد مردم میدن و آروم آروم یادشون میدن؛ نمونه­ش همین سریال (زمانه) که تازگیا از شبکه سه پخش میشه؛ ترویج موسیقی و گوش دادن و اهمیت دادن به موسیقی مثل سبک غربیا؛ قرار و مدار و ملاقاتشون رو مثل غربیا ترجیح میدن تو کافی شاپ و رستوران­های آن چنانی ترتیب بدن؛ روابط آزاد مرد و زن مثل روابط یک وکیل زن با موکلای مردش که اینطور القا میکنه که می­تونه به خاطر موقعیت و اقتضای کارش با مردها ارتباط داشته باشه و حتی توی خونه­شون یا ماشینشون با اونا خلوت کنه؛ ورزش کردن به سبک غربی ... و چند مورد دیگه ... دلم گرفت !

چقدر فاصله داریم با ولی امرمون ... ایشون تازه در سفرش به خراسان شمالی در مورد سبک زندگی و عدم ترویج زندگی غربی صحبت فرمود ... نمی­دونم إن شاء الله اونایی که این فیلما رو می سازن و اونایی که مجوز میدن و پخش می­کنن جاهلن نه عامد ... اما زهی خیال خوش!