خسته شدم ...


من از این نفس از این بی سر پا خسته شدم
خودم از دست خودم آه خدا خسته شدم
اینکه هر روز بیایم تو مرا عفو کنی
بروم باز خطا پشت خطا خسته شدم
من از این چشم که جز تو همه را می بیند
از همین کوری و این منظره ها خسته شدم
به همه وعدۀ جبران محبت دادم
جز تو ای خوب... از این رسم وفا خسته شدم
لا اقل کاش دمی شکر گذارت بودم
من از این لال زبانی به خدا خسته شدم
ای که ناگفته همه حاجت ما رادادی
قسمتم کن بروم کرببلا خسته شدم

التماس دعا

در میدان می مانم تا نفس آخرم ...



برای دانلود مداحی زیبای میثم مطیعی با  مطلع " در میدان می مانم تا نفس آخرم ... " و دریافت متن شعر به ادامه مطلب مراجعه کنید ...

ادامه نوشته

روضه شهادت امام رضا علیه السلام


روز وداع او از مدینه را خوب به یاد دارم

وقتی که اشک می ریخت در حالی که سر بر مزار جدش نهاده بود

از حرم خارج شد اما بار دیگر برگشت ... سه بار ... آری سه بار وداع کرد

گویا نمی توانست دل از این حرم بکند ... و می دانست که دیگر باز نمی گردد

اهل بیت خویش را جمع کرد و آنان را به گریه و نوحه فراخواند

تمام نشانه ها خبر از وداعی سخت می داد ... وداعی که در پس آن دیداری نیست

.

.


و اینک در خراسان ... آه از این همه غربت

چه پیشنهاد تلخی ... تو باید ولیعهد مأمون شوی

نمی پذیرد؛ اصرار می کنند و تهدید ...

شرط می کند ... شرط می کند که در امور حکومتی هیچ نقشی نداشته باشد

می داند که آیندگان گاه قضاوتی تلخ خواهند داشت ولی او پیام می دهد ...

مردم بدانید ولیعهدی من عنوانی بیش نبود ...

من کجا و مأمون کجا؟ ... همان جمله که حسین فرمود :

کسی مثل من چگونه با ناکسی مثل یزید بیعت کند؟

روزگار چه تلخ می گذرد بر آل علی؟!

مادر پاره های تنت را ببین که هر کدام در گوشه ای از این خاک آرمیده اند ...

حسن در بقیع ... حسین در کربلا ... آه از مصیبت حسین!

مادر غربتم مرا به یاد غربتت در مدینه می اندازد ...

تو در شهر خود غریب بودی و من در دیار غربت

حال وقت رحلت است ... اباصلت؛ آن یار دیرینش را صدا می زند ... اباصلت!

در نگاه امام معنای غریبی نهفته است ... امام با رمز سخن می گوید :

من به مهمانی مأمون می روم.

اباصلت گوشهایش را تیز می کند ... کدام میهمانی؟

هنگام برگشتن اگر دیدی عبا را بر سر کشیده ام با من سخن مگو و هیچ مپرس ...

.

.

آه ... چه انتظار سختی ... اباصلت دست بر دست می ساید ... خدایا امام دیر کرده است!

ناگهان در باز شد ... اباصلت نگران، چشم به در ... چه صحنه هولناکی ... یاابالحسن !

امام در حالی که عبا را بر سرکشیده ، دستش را روی سینه اش گذاشته و به شدت فشار می دهد

گویا نای قدم برداشتن ندارد ... کم مانده است که عرش خدا بر زمین بیفتد

به هر زحمتی بود خود را به خانه رساند

اباصلت ! همه درها را ببند ...

امام وارد حجره شد ...

این زیراندازها را کنار بزن ...

امام چه می کند؟

اشک جاری است و لب کبود ... سوختم ... خدایا سوختم !

می خواهم همچون جدم حسین ... حسین ... روی خاکها جان دهم ...

و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

یابن الحسن ! تسلیت

مدینه محشری بر پاست!

مدینه 

هوا تیره و تار شده ... این سکوت نشانه چیست؟

در مدینه باران می بارد ... باران غم

فضا غبارآلود است ...

چه وداع سختی است ... دختر را تاب تحمل نیست ...

لحظه ای حسن و حسین در آغوشش آرام می گیرند ...

صدای در می آید ... کیستی؟ ... فرستاده خدا ...

یا رسول الله مخیری بین ماندن و رفتن نزد خدا ...

نگاهی به دخترش می کند ... می روم

دختر گریه می کند ... اما اندکی بعد پدر در گوشش چیزی زمزمه می کند ... فاطمه تبسم کرد

علی! ... علی! ... سرم را به آغوش بگیر ... می خواهم موقع جان دادن سرم بر سینه ات باشد

این روح آخرین فرستاده ی الهی است که از میان دستان علی پر می کشد ...

ای کاروان آهسته ران، کآرام جانم می رود

و آن دل که با خود داشتم با دلستانم می رود

دختری بی پدر شد ... امتی پدر از دست داد ...

گرد یتیمی بر سیمای امت نشست

علی تنهاست ... تنهای تنها ...

جبرئیل یاور اوست در غسل و کفن پیامبر

گویا این تقدیر علی است که عزیزانش را تنها و غریبانه غسل دهد

علی به نماز ایستاده ...

اللهم هذا عبدک و أبن عبدک و ابن أمتک نزل بک ...

اللهم إنا لا نعلم منه الا خیرا ...

امت کجا جمعند؟ ... از کدامین فتنه سخن می گویند ؟ فتنه ای که خود آفریدند؟!

اینک کار تمام شده ... نباید از نماز پیامبر عقب بمانند که فردا تاریخ قضاوت خواهد کرد ...

علی!... علی! ... کسی او را صدا می زند !

با خلیفه مسلمین بیعت کن !

وا مصیبتا ! وا محمدا !

یابن الحسن تسلیت!

به بهانه شهادت دردانه حسین



کودکی را که پدر در سفر است/ دائما چشم امیدش به در است

هر صدایی که ز در می آید / به گمانش که پدر می آید

شب بود و گوشه تاریک خرابه

شب بود و فشار نامردی زمانه

شب بود و دختری سه ساله

شب بود و حسرت کنج ویرانه

شب بود ... آری شب بود ... همه جا تیره و تار ... نه فقط آسمان که دل ها همه تار شده بودند و تاریک!

عمه جان! خرابه گوشه سی گتوردی جانه منی / گلون چکون بیر اوزگه یانه منی

هیاهوی و هلهله کربلا ، کوفه و شام ... غربت یک شهر آذین بسته ، باران سنگ و پیشانی شکسته ...

دلم تاب ندارد ... حرم، هنوز هم آب ندارد ...

علی کو؟ .... علی اصغر ... علی اکبر ؟

جان ها دگر تاب ندارند ...

خدایا ! ... من دخترم ... بابا ندارم ؟؟؟


یابن الحسن !

اگر حجاب ظهورت وجود تار من است ... قسم به عمه سه ساله خدا کند که بمیرم

آقا جان تسلیت ...!

قدر ماه محرم را بدانیم(2)


استاد می گفت : اشک ریختن برای امام حسین علیه السلام و گوش دادن به فضایل و مصایب امام حسین علیه السلام، چشم ها و گوش هایی که یازده ماه معصیت کرده اند را پاک می کند... وقتی چشم و گوش پاک شد، دل انسان پاک و با صفا می شود.

دل که پاک شد، حرم خدا و حرم حبیب خدا می شود چرا که القلب حرم الله ... و أحب الله من أحب حسینا ...

 

احساس کردید این روزها به برکت امام حسین علیه السلام و ماه محرم دل ها با صفا شدند و کدورت ها از بین رفتند ... و مردم نسبت به هم مهربان تر شدند ... ؟!

کاش این صفا و پاکی را می شد برای همیشه حفظ کرد ...

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین

نکن ای صبح طلوع ...




زیارت ناحیه مقدسه ... امام زمان ارواحنافداه خطاب به اباعبدالله علیه السلام :

فَلاَندُبَنَّکَ صَباحَاً وَ مَساءً وَ لَاَبکَینَّ عَلَیکَ بَدَلَ الدُمُوعِ دَمَاً

 صبح و شب برایت ندبه می کنم و به جای اشک خون می گریم.


امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است

مکن ای صبح طلوع
 مکن ای صبح طلوع

صدقه و دعا برای سلامتی آقا امام زمان علیه السلام در این شب و روز که اوج مصیبت
و اندوه قلب عالم امکان است، فراموش نکنیم

التماس دعا

روضه حضرت علی اکبر علیه السلام از زبان امام خامنه ای




السلام علی الحسین
و علی علی بن الحسین
و علی اولاد الحسین
و علی اصحاب الحسین

اين روزها، روزهاى روضه و گريه است؛ شما هم همه جا مى‏شنويد. بنده براى اينكه خودم را مختصرى در اين ميهمانى عظيم حسينى وارد كرده باشم، اين چند كلمه را عرض مى‏كنم و چون اين ملت ما خيلى جوان در راه خدا داده است- شايد در بين اين جمعيت، هزاران نفر هستند كه جوانانشان را از دست داده‏اند- فكر كردم كه چند كلمه از جوانان امام حسين عرض كنم. ... بنده مى‏خواهم متن كتاب «لهوفِ» ابن طاووس را برايتان بخوانم...


ادامه نوشته

تحریف واقعه عاشورا : توهین به امام حسین و قاسم بن الحسن




در برخی منابع تاریخی و در زبان برخی مداحان و روضه خوان ها جریانی به امام حسین علیه السلام و حضرت قاسم بن الحسن علیهماالسلام نسبت داده می شود که از ساحت اهل بیت علیهم السلام و عاشورائیان کربلا به دور است.

برخی چنین قلمداد می کنند که امام حسین علیه السلام در میان معرکه کربلا یک دفعه به یاد سنت پیامبر صلی الله علیه و آله می افتد و تصمیم می گیرد فرزند یتیم امام حسن مجتبی علیه السلام را سر و سامان بدهد و دخترش را به عقد ازدواج او درآورد ... این مسأله باعث می شود که در کربلا بساط عروسی و شادی برپا شود ...

واقعا جای تأسف و تأثر هست که عده ای فقط برای گریاندن مردم و بیان این که مثلا اهل بیت علیهم السلام با وجود آن همه تهدید و فشار و محاصره و ... روحیه خودشان را از دست نداده بودند و به وظیفه عمل می کردند دست به جعل جریان مذکور زده اند که هیچ عقل سلیمی را توان قبول کردن آن نیست.

آیا واقعا چنین جریانی در آن شرایط به جا است ؟

و آیا چنین اتهامی به ساحت امام حسین علیه السلام و قاسم بن الحسن صحت دارد؟

اگر هم قبول کنیم که باید در کربلا بساط عروسی بر پا می شد، آیا حضرت مولا علی اکبر علیه السلام اولی و سزاوارتر نبود؟

آیا تحریف کنندگان واقعه عاشورا و جاعلین این ماجرا، کینه و حقد امام حسن علیه السلام به دل نداشتند؟

ماجرا را از زبان شهید بزرگوار استاد مطهری بخوانیم : ...


ادامه نوشته